روي ديوار اتاقم
توي قاب عکس چوبي
تو کنارمي هنوزم ...
- از سالها قبل مي شناختمش اما 3 سال پيش وقتي با کمک چند دوست و آشنا موفق شدم يه روز براي ديدنش و آموزش موسيقي نزدش برم تازه فهميدم که استاد کي بود . باورم نمي شد حتي قرار ملاقات بذاره اما وقتي چند ساعت با هم صحبت کرديم هنوز فکر مي کردم خواب مي بينم . دوست داشتم زير دست خودش آموزش ببينم اما هم وقتش رو نداشت ونه حوصله ي هميشگي رو .واسه همين منو سپرد به استاد تقي پور که يکي از بهترين شاگرداش بود ...
- هنوز موسيقي متن فيلم مرسدس با صداي ماني ( رهنما ) تو گوشم زمزمه مي شه . « با کوچه آغاز رفتن نيست فانوس رفاقت روشن نيست ...» .وقتي اسم ماني رو مي شنيد اشک تو چشماش جمع مي شد . ياد پسر معلولش مي افتاد که با تمام وجود و عشقش با او زندگي کرد اما عمر پسرک به کوتاهي فصل بهار بود تا استاد با عشق ماني ، پسر يتيمي رو پرورش بده تا اون پسر امروز يکي از ستاره هاي موسيقي پاپ ايران بشه .
استاد تقي پور مي گفت هر وقت از استاد راجب اين پسر يتيم سوال مي کنن استاد جوابي نمي ده چون اون رو مانند ماني خودش دوست داشت و براش واقعا پدري کرده بود .اصلا واسه همين اسمش رو گذاشته بود ماني اما ماني هم هيچ وقت زحمت هاي پدرواستاد رو فراموش نمي کرد و اين واقعيت رو انکار نمي کرد ...
- حالا 3 هفته مي شه که ديگه استاد نيست که دنبال تم ها و نت هاي آهنگ ها مي ره بلکه اين نت ها
هستن که خودشون رو به درو ديوار مي کوبند تا بتونن با صداشون زندگي و سلامتي رو به کسي که بهترين بازيگردون اونها بود برگردونند اما فقط نواي ناله ست که بلند مي شه ...
قرار بود استاد با همين نت ها ، آهنگي رو واسه بچه هاي بهزيستي بسازه . حالا کي مي خواد جواب این چشمهای منتظر رو بده تا بچه ها بفهمن تنها نیستن ...
- باورم نمی شد... خبر رو دیروز از اخبار شنیدم اما باورم نمی شد . آخه خبر داشتم که حالش رو به بهبوده و قراره برای پیوند کبد به شیراز یا کانادا منتقل بشه . حتی شنیدم که وزرای بهداشت و ارشاد هم در حال پیگیری هستند. خیالم راحت شده بود تا باز 2 شب پیش باز به کما رفت اما... اما خبر روکه شنیدم ... تازه وقتی مطمئن شدم که با استاد تقی پور تماس گرفتم...
و رفت ... استاد « بابک بیات » به « ولایت عشق » پیوست ...
تموم شد ترانه اما
آیین
چراغ
خاموشی
نیست ...
« آیین
چراغ خاموشی
نیست ... »